دور شو بهتر ببین - تاریخ: 1405/6/9 ساعت: 15:55
یکی رف..یه خونه ای داشت، گذاشت اینو برا فروش‌رسانی،زنگ زد به این املاکی گفتش که آقا این خونه ای که من دارم ته کوچه اس، همسایه ها همه سن بالا، این درختا برگاش میریزه، نمیدونم رفت و آمدی نیستش، ته کوچه تاریکه و اینا ....از اون طرف هم دنبال خونه میگشت و یه املاکی دیگه، دو تا سه تا یکی دوهفته اینا گشت و...
از شعر - تاریخ: 1405/6/9 ساعت: 15:55
هرچه کردم شکر آن را روزگار از من گرفت شکر نشنیده است؛ پنداری شکایت میکنم...! حرف چون در وقت خود باشد به جایی میرسد از تو دارم شکوه ها اما قیامت میکنم چون به لطفت خو گرفتم کار مشکل میشود مهربانی پر مکن با من که عادت میکنم این دل دیوانه دیگر قابل اصلاح نیست من چه بی عقلم که مجنون را نصیحت میکنم جوهر ا...
تا دیر نشده بجمب! - تاریخ: 1405/6/9 ساعت: 15:55
یه آقایی بود سه تا دختر خانوم داشت،میخواستش اینا ازدواج کنند، سه تا خواستگار اومد؛ گفتش که از این جایی که حیوانات رو نگهداری میکنن سه تا گاو به ترتیب میاد بیرون،هر کی بتونه دمش رو بگیره من دخترمو میدم بهش...اولین گاو که اومد همه گفتن عصبی بزار بعدی،دومیه اومد دیدن اینم عصبی گفتن بزار بعدی،سومیه اومد...
فکت - تاریخ: 1402/6/24 ساعت: 15:11
آدمارو از بودن خودتون مطمئن نکنید :) آتناq3d
از زندگی - تاریخ: 1402/6/24 ساعت: 15:11
"زندگیه دیگه"هر موقع به یه چیزی خیلی مطمئن میشی، یه جوری غافلگیرت میکنه، که بهت بگه نه از این خبرا نیست..؛ همیشه همونجوری که میخوای نمیشه.. آتناq3dبرچسبـهـ ـا : غافلگیری, دنیا, گاه نمیشه ♥ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم مرداد ۱۴۰۲ ساعت 22:5 توسط atena|q3d: Adblock test (Why?)
بازنشستگی - تاریخ: 1402/6/24 ساعت: 15:11
نزدیک چندین سال است که بابا بازنشسته شده است و مدام سرشو با خرید خانه و دوستاش و کتاباش گرم میکنه و گاهی اوقات هم مشغول دنیای مجازی ست.زندگی اش را به دقت زیر نظر دارم،صبح ها نمازش را که در مسجد میخواند، بعد از ان هم با رفیق هایش پیاده روی میکند و موقع برگشت نان تازه میگرد و میاید به خانه مامان را بی...